امروز میخوام اینجا یه سوالی مطرح کنم و اون اینکه به نظر شما کدوم دسته از آدمها بهتر عمل میکنن یا به عبارتی کار درستترو انجام میدن؟
یه دسته اونایی که تو زندگیشون چیزی از خودشون ندارن یا به اصطلاح سرمایه و پس اندازی ندارن ولی همیشه لردی زندگی میکنن و بهترینها رو میخرن و میخورن و میپوشن و بهترین جاها میشینن (البته اجاره) و بهترین ماشینهارو سوار میشن و بهترین مسافرتها رو میرن........
دسته دوم اونایی که هی قناعت میکنن و از چیزایی که میخوان میزنن و هی رو خواسته هاشون خط میکشن و میگن که اینا ضروروری نیست و مثلا خونه دار بشیم واجبتره و یا مثلا پولمونو بذاریم تو فلان کار و سرمایه گذاری بهتره.......
شما خودتون جزو کدوم دسته اید؟ من و همسری جزو دسته دومیم.خیلی وقتها هم دیدم که بقیه به گروه اول میخندن یا مثلا میگن که اونا فکر اقتصادی ندارن یا چه میدونم عقلشون پاره سنگ برمیداره و از این چیزا.مثلا ما خودنون اول ازدواج یه سمند ال ایکس داشتیم و تو سعادت آباد هم یه خونه دو خوابه رهن کرده بودیم. همه بهمون میگفتن کسی که مستاجره که سمند سوار نمیشه یا چه میدونم آدم نباید سرمایه شو بده به ماشین که هر روز قیمتش افت کنه و از این حرفا......
تا آخرش که ماشینه رو فروختیم و یه خونه فسقلی تو یه منطقه پایینتر خریدیم. ولی الان که فکرشو میکنم میبینم اون عشق و حالی که اون چند وقته تو خونه اولمون کردم اصلا با موقعیت دوممون قابل مقایسه نیست.
الان هم کما فی السابق هستیم. یعنی بیشتر پولهامونو داریم میذاریم واسه سرمایه گذاری. مثلا من خودم اینجا یه خونه پیش خرید کردم که هر ماه حقوقمو میدم به قسطهای اون و اصلا هیچ لذتی از کار کردنم و پول خودم نمیبرم.
بعضی وقتها با خودم میگم آخرش که چی؟ اینهمه خودمونو میکشیم واسه آینده. آخه آدم که از فردای خودش خبر نداره.بس که وضع مملکتمون بی ثباته باید الان از همه چی بزنیم تا بلکه در اینده یه چیزی بشیم. حالا اونم ایا بشیم ایا نشیم.
نمیدونم تصمیم درستیه یا نه. ولی دلم میخواد خونه رو بفروشم و به جاش یه ویلا تو یه منطقه اعیانی کرایه کنم و یه ماشین خوب بخرم و یکی دو تا سفر باحال برم و از زندگی لذت ببرم.فکر میکنم اینجوری همش داریم دور خودمون میچرخیم بدون اینکه از زندگیمون لذتی برده باشیم
به نظر شما واقعا کدوم یکی درستتره؟ میدونم با این وضعی که الان تو جامعه هست آدم بیشتر موارد مجبوره ولی اخه پس خودمون چی؟ همش باید جمع کنیم که میخوایم یه روز بچه دار بشیم و هزار تا چیز دیگه.
خلاصه که این سوال خیلی ذهنمو به خودش مشغول کرده و میخوام بدونم شما چه فکر میکنید؟ (رادیو فردا)
البته به قول همسری ما ها که پول باد اورده نداشتیم و ننه بابامون هم کمکمون نکردن از روز اول رو پای خودمون وایستادیم و از صفر شروع کردیم اینه که باید بیشتر حواسمون باشه و به همینم که رسیدیم کلی خوشحال باشیم.منم ناشکری نمیکنم. فقط بعضی وقتها فکر میکنم اونایی که به خودشون سخت نمیگیرن کار درستی میکنن.
یه نمونه اش رو براتون میگم.مثلا جاری من با اینکه ۷-۸ سال از ازدواجشون میگذشت هیچ وقت راضی نشد یه خونه کوچیک بخرن و با اینکه فقط یه بچه داشتن همیشه میگفت که خونه من حداقل باید سه خواب باشه و به همین خاطر هم ۷-۸ سالی مستاجر بودند تا اینکه آخرش برادر شوهرم یه سال پیش بالاخره پولش رسید و یه خونه بزرگ هم خرید.البته نه تو اون منطقه ای که خانومه دوست داشت ولی خب میبینم که این همه سال تو خونه های بزرگ زندگی کرد حالا چه فرقی میکنه مستاجر یا صاحب خونه بالاخره به خودش که سختی نداد.
خلاصه که موندم چی کار کنم. البته من اینارو میگم ولی بعدش دلم نمیاد.اون مدلی زندگی کردن هم جرات میخواد و هم بیخیالی به مقدار زیاد.....
در مورد پست قبلی هم از کسی ناراحت نیستم. یه خرده دلخور بودم که اونم درست شد و خوب شدم.امیدوارم کسی هم از من ناراحت نباشه.
همینطور امیدوارم با این صحبتهام همه خانوما رو نندازم به جون آقایون![]()
![]()
خب دیگه فعلا بای بای

و من بسی مشعوف شدم و تو دلم همسری رو بوس بوسی کردم.




