تبليغاتX
آشیانه عشق من و آقای همسر

ظرفشویی + بازی قوانین زندگی

»
 

سلام.

 بازم اومدم. با اینکه گفته بودم جیره یه هفته رو یه جا مینویسم ولی خب.اولش بذارین گله گذاریهامو بکنم. اره دیگه خانوما بی گله گذاری روزشون شب نمیشه.گله میکنم پس هستم. حالا بگین از کی؟ از دوستای وبلاگی دیگه. اون الاله و شیوا و مجی و ملودی و ساناز و ... الا ماشالله٬ که سالی یه بار اپ میکنن و والسلام.اون لیلی هم که قربونش برم وبلاگستان رو بوسیده گذاشته کنار. روشن رو بگو که دیگه تا هلیاش اومد٬ اونم دیگه رفته و فکر کنم تا شوهرش نداده دیگه اینورا پیداش نشه. حالا اینا به کنار. این زنی به رنگ اب هم از اینور بامبول درست کرده. بابا یه بارکی در اینجا رو تخته کنین خب ما هم بریم پی کار و کاسبی مون دیگه.قهر

فقط هلی کماکان سنگرو حفظ کرده که اونم سایه اش اینورا سنگین شده! خلاصه که گفتم بیام جور این جماعت رو به دوش بکشم. بالاخره هر چی نباشه در برابر ملتی مسئولم و وظیفه شرعی دارم. قیوم قیامت باید حساب پس بدم.whistling اینه که اومدم خدمتتون. اره قربونش

جونم براتون بگه که پریروز بنده و شوی گرامم رفتیم از سر خیابون دو تا دونه سوسیس بخریم ولی با یه ماشین ظرفشویی ۱۲ نفره مارک زیمنس برگشتیم!hee hee اونم با قیمتی در حد سوسیس!

ماجرا از این قراره که رفتیم تو فروشگاه یه دوری بزنیم که چشمم افتاد به این ماشین ظرفشوییها.حالا نگین چه بی کلاس تا حالا ندیده بوده ها. نهههه. تو تهران یه دونه از اون مجیک رومیزی ها داشتم که فوق العاده مزخرف بود. یعنی در مقایسه با بوش٬ که دختر خاله ام داشت واقعا چیز به درد نخوری بود.اینه که تجربه جالبی از ظرفشویی نداشتم. اینجا هم که همیشه ظرفها رو زحمتش رو همسریه گلم میکشه (ارادت داریم جنابIn Love) اینه که نیازی احساس نکرده بودم.

خلاصه همینجور که داشتم نگاه به مدلهای مختلفه میکردم یهو دیدم یه زیمنس ۱۲ نفره رو با تخفیف   ۵۰٪ زده ۳۰۰ تومن!!!!!!  به چشمام شک کردم. از فروشنده پرسیدم گفت چون فقط یکی مونده و اونم همین مدل تو فروشگاهه و روش هم یکی دو تا خش داره٬ این قیمت میدیم. خودش هم اصل المان بود! البته من بعدا دقت کردم و دیدم اونا هم خش نیست که روش افتاده بلکه چسبه! همسری هم که طفلی خسته شده از ظرف شستن٬ داشت مدلهای دیگه رو میدید که ندا دادم که ای همسری بیا اینو ببین و همسری تا دیدش یه نگاه خریدار بهش انداخت و گفت اقا ما اینو میخوایم!

به همین راحتی٬ به همین خوشمزگی بنده ندید بدید صاحب ماشین ظرفشویی شدم. البته رنگش سفیده و رنگ بقیه وسایل من سیلور! ولی چون واقعا قیمتش خیلی مناسب بود دلم نیومد نخرم. تازه چون از اون یکی مجیک که داشتم خیری ندیده بودم٬ عمرا نمیرفتم خدات تومن پول بی زبون رو بدم یه سیلور خوشگلش رو بگیرم.

دیگه اینکه در راستای خود خفگی دوباره رفتم بدلیجات خریدم! البته قصدم فقط خرید گل سر بود. با همسری رفتیم ریف مال که دیدم به به٬ لایف استایل حراج زده و منم از خدا خواسته دو تا گل سر و دو تا گردنبند و یه ست سایه ۳ تایی و مژه مصنوعی خریدم!  خب چیه گفتم لازم میشه.... البته یکی از گردنبندها رو میخوام بدم به خواهرم.Flower یعنی به نیت اون خریدم ولی بعدا وسوسه شدم. چه دست و دلبازم من.حالا ببینم چی میشه.

 

یه مطلب بی ربط دیگه هم بگم. قرنها پیش همسری موقع خرید میوه٬ چند تا دونه انبه هم خریده بود. ما هم زیاد اهلش نیستیم. اینا هم خوش طعم نبودن. اینه که همینجووور مونده بودن تو یخچال و پیر و فرتوت و چروکیده شده بودن.سبز منم میخواستم بندازمشون بیرون که یهو فکری به این دوگوله ام خطور کرد.متفکر

برداشتم انبه ها رو پوست کندم به اشکال یاجوج ماجوج (؟) خرد کردم. بعد با کمی زنجبیل تازه رنده شده و کمی سیاه دانه و تخم گشنیز و کمی هم نمک و زردچوبه و یه کوچولو روغن زیتون ریختم تو ظرف و سرکه سفید رو هم ریختم روش و الان بعد از دو هفته که بازش کردم یک ترشی انبه بسیار خوش طعم و ملس داریم. چون انبه خودش شریرینه اون تیزی سرکه رو هم میگیره و ترشی خیلی ملایم و ملسی میشه. اینه که اگه روزی انبه خریدین و نخوردین میتونین این راهو هم امتحان کنین. هر چند شاید از اینم خوشتون نیاد و سرکه تون هم هدر بشهwhistling

خلاصه که در راه اقتصاد خانوار همینجور دارم جانفشانی میکنم.اوه

راستی بازم قرنها پیش به یه بازی دعوت شدم٬ بازی قوانین زندگی. که اونموقع چیزی به ذهنم نمیرسید ولی بازم به دوگوله فشار اوردم و یه چیزایی یادم اومد.متفکر

والله در مورد زندگی دونفره ام با همسری میتونم بگم قانون خونه ما همون قانون مداریه. یعنی همه کاری رو با برنامه ریزی انجام میدیم و کلا از زندگیهای هر دم بیلی و باری به هر جهتی خوشمون نمیاد! 

قانون دیگه مون هم سرعت عمل میباشه! باز هم از ادمای فس فسو خوشمون نمیاد و سعی میکنیم کارها رو در اسرع وقت انجام بدیم.

ولی اینجا یه مشکلی پیش میاد! و اونم اینکه چون دو تا قانون بالایی کاملا تو زندگی ما با هم میکس شده اینه که بعضی وقتها دیگران فکر میکنن ما خیلی بی فکر و هر دم بیلی عمل میکنیم. در حالیکه اصلا اینطور نیست و نکته انحرافی قضیه اینه که ما زود تصمیم میگیریم و زود هم عمل میکنیم. مثلا اردیبهشت ماه یه شب همینجور که نشستیم و داریم صحبت درمیکنیم به ذهنمون میرسه که بریم دبی زندگی کنیم و تیرماه٬ مهاجرت کرده و اقامت گرفته و خونه گرفته و وسایل خریده٬ تو دبی هستیم. یا مثلا اول ازدواج٬ خونه رهن کردیم وبعد از سه ماه به ذهنمون رسید خودمون خونه بخریم و درست یکماه بعد٬ اون خونه اجاره ای رو تحویل دادیم و پول رهن رو گرفتیم٬ ماشینمون رو با یه ماشین ارزون طاق زدیم و خونه پیدا کردیم و خریدیم و اسباب کشی هم کردیم! خلاصه که اینجوریاست. رو دور تندیم همیشه.http://i35.tinypic.com/2n0qzx1.gif

حالا تازه از وقتی اومدیم اینجا خیلی سیستممون نسبت به قبل٬ فس فسوتر شده.مدل عربی اثر کردهpig

قانون دیگه مون هم اینه که تو خونه ما زیر ابی رفتن و پشت هم اندازی ممنوعه!shame on you همه چیز باید آه...رو باشه Sun (هر کی ربط این ایکونه رو حدس بزنه جایزه داره؟.... اصلا خودم میگم ربطش اینه که افتاب پشت ابر نمیمونه و یه روزی حقیقت برملا میشه) همه تصمیمات و اقدامات هم با مشورت همدیگه انجام میگیره.تو همه زمینه ها از اقتصادی بگیر تا الااخر.

و قانون اخر اینکه تو کشتی گرفتنها همیشه باید اخر کار همسری رخصت بده تا ضربه اخرو بانو بزنهSagittarius. هر حرکت اضافه ای که همسری بعد از این ضربه انجام بده اغازگر یک جنگ تن به تن جدید خواهد بود

اینا قانونای خونمون بودن. یه سری قانونا هم٬ من برای خودم دارم.مهمترینش هم اینه که هیچ وقت رضایت دیگران رو که حتی ممکنه عده شون هم زیاد باشه یا از نزدیکترین افرادم باشند٬ به رضایت خودم ترجیح نمیدم! (چه خود خواه  )یعنی کاری رو میکنم که در درجه اول از دید خودم درسته و خودم رو راضی میکنه.اینه که مامانم همیشه از من ناراضیه

قانون دومم هم که در واقع یه اعتقاده اینه که معتقدم هیچ وقت سن ادما نمیتونه نماد بزرگیشون باشه. یعنی صرف اینکه یه نفر سن بالاست دلیل نمیشه خیلی رفتار اسپشیالی باهاش داشته باشم و کلا زیاد تو این قید و بندها نیستم ( واقعا که.. جوون هم جوونای قدیم بزرگتر کوچیکتری حالیشون میشد. ) و معتقدم این خود ادمها هستند که با رفتار و منشششون بزرگی و عزت و احترام رو برای خودشون میخرن. که باز مامانم در این مورد هم کله بنده رو همی کندن میفرمایند!

دیگه قانونای دیگه ام رو نمیگم ازم یاد نگیرین!بد اموزی داره 

خیلی ای پستم قاریشمیش شد نه؟ خودم میدونم. پس تا دیگه بدتر از این نشده برم.

فعلا بایArabic Veil

This Template Designed by ParsTheme.com & Publish by ParsTheme.com