تبليغاتX
آشیانه عشق من و آقای همسر

ابکی

»
خانومها و اقایون سلام

هنوز تفمون خشک نشده بود که دوباره اومدیم. عرض کنم به خدمتتون که بابا ایول! بنده بسی کیفور میشم وقتی میبینم دوستان اینقدر تو بحثها خوب مشارکت میکنن.اینو جدی میگم. هر وقت اینجا سوالی پرسیدم٬ راهنمایی خواستم یا بحثی رو مطرح کردم همه اومدن شرکت کردن و ما رو جدی گرفتن. خیلی مرسی

جونم براتون بگه که همسایه های اینوری و اونوریمون رفتن و فقط گلدوناشون واسم موندFlower و ماهی هاشون اخه اونا رو سپردن به ما که مواظبشون باشیم و ابشون بدیم. ولی من از حالا استرس این ماهی ها رو گرفتم. میترسم بیوفتن سقط بشن اونوقت من جواب بچه همسایه رو چی بدم ایا؟  نمیگه ورداشتی با ماهیهام قلیه ماهی درست کردی خوردی!همگی دعا کنین این ماهی ها زنده بمونن

اینروزا خیلی حس خوبی نسبت به کار کردنم دارم. لذت میبرم ازش. شدید هم رگ خساستم قلمبه شده منتظرم فستیوال تابستانه بشه برم کفش مجلسی بخرم. راستی شماها کفشاتون رو چی کار میکنین.؟ من که یه بار تو مراسم میپوشم و میارم همونجور رو هم انبار میکنم تو خونه. همسری هم همیشه اعتراض میکنه. خودم هم نمیدونم باید با اینهمه کفش چه کنم پدر مد بسوزه و جزغاله بشه...

اونروزی دیدم رییسه یه قیطون بسته به دستش! میگم این دیگه چیه؟ مدل جدیده؟ میگه نه. زنم داره دو ما میره امریکا٬ اینو بسته به دست منقهقهه یعنی دیگه ببین طرف چه نابغه ایه. میگم منم اتفاقا تابستون میرم سفر ولی من به این چیزا رضا نمیدم. دست همسری رو میبندم به دست خودم و با خودم میبرمش!

میگه تو چقدر زیاد مرخصی میری؟ (اش نخورده و دهن سوختهمنتظر) میگم خب همه خانوما اینجا سه ماه تابستون رو میرن کشورای خودشون. مثلا زن خودت! میگه اونا بچه دارن تو هم یه نی نی بیار برو عیب نداره یعنی رسما کفم برید از این پیشنهاد خردمندانهکلافه

راستی تا یادم نرفته بپرسم ایا بنی بشری هست که در مورد تابلو فرش اطلاعات داشته باشه؟! نشیم مثله اون بابایی که میره میگه اقا زعفرون دارین؟ طرف میگه اره چقدیش رو بدم؟ میگه حالا فعلا نیم کلیو بده اینه که هر کسی اطلاعاتی داره به منه ندید بدید کمک کنه.

خیلییییی ابکی شد این پستم. نه؟ عیب نداره...... میبخشمم!

تا اینجاشو گفتم بذارین یه جک هم بگم و دیگه به خدا میرم! اولش بگم میدونم بیاته و شنیدین.

یه روز یه بابایی میره تو یه شرکت های کلس استخدام میشه. روز اول گوشی رو برمیداره با یه حالت امرانه  میگه یه فنجون قهوه برام بیارین.

از اونور خط صدا میگه ای احمق! داخلی رو اشتباه گرفتی. میدونی با کی داری حرف میزنی؟ من مدیر اجرایی شرکتم!

طرف هم که میبینه اوضاع بی ریخته خودشو نمیبازه و میگه: خب تو چی؟ میدونی با کی داری حرف میزنی؟

اون صدا میگه نه!

طرف زودی گوشی رو قطع میکنهقهقههقهقهه

چیه؟ قلقلک لازم شدین؟

برم کتابمو بخونم سنگین ترم.

خداحافظArabic Veil

 

This Template Designed by ParsTheme.com & Publish by ParsTheme.com