عارضم به خدمت عنورتون که نیازی نمیبینم احوال پرسی کنم! چرا که سه روز تعطیل بودین و حتما رفتین ددر و حالی به هولی ![]()
ما هم که اگر بار گران بودیمممم... داریم بار و بندیلمون رو میبندیم! ![]()
عرض شود به حضور دنیا جون مسئول مستقیم وبلاگستان٬ که بنده روز دوشنبه٬ رفته بودم یه جایی که عرب نی انداخت!
اسم این مکان دل انگیزناک٬ همانا بیمارستان ایرانی میباشه!
خاله از دست رفتتتتتت.....
برای اینکه بسی مریض و نزار بودم و رفتم یکعدد امپول ویتامین ب ۶ نوش جان نمودم و بعدش هم از فرط سوسولی رفتم خونه تا عصر خوابیدم!
مشکلم جدی بود خب!
حالا از کی برای مرض هوم سیکنس٬ ویتامین ب ۶ میدن٬ الله اعلم داند!![]()
دیروز هم همکارم اومده بود میگفت چند وقته خیلی غمگینی
چی شده؟ یعنی از قیافم هم معلومه ها.. به خدا...
البته سه شنبه شب مقدار متنابهی درددل مدل برره ای
با همسری دروکردیم و بنده این زخمهای وجودم یکمی التیام پیدا کرد!
فقط مونده بقچه ام رو هم ببندم و بزنم زیر بغل و راه بیوفتم. فقط میدونین چیه؟ بین خودتون باشه!! نیست من یکمی رشیدم و دل شیر و جیگر پلنگ دارم! اینه که شبا از ترس هواپیما ها خوابم نمیبره.
اخه یکی نیست بگه دختر هواپیماست. لولو خورخوره که نیست... ولی خب دست خودم نیست که...
الان هم میدونم همتون تو خونه هاتون در حال استراحتین.. یا تو شمالین... ولی بدانید و اگاه باشید که تعطیلیهای شما تموم شد و تعطیلی من تازه داره شروع میشه. دلتون بسوزه
حالا خانومهای مردم میرن عند سه ماه تابستون رو میمونن ایران٬ حرفی نیست...یه بار هم ما خواستیم تنهایی بریما.. اونقدر امروز همه با چشمای اینجوری
از من سوال کردن که چرا تنها میری دیگه کم مونده بود ببرم بلیط هامو پس بودم!
ویژه همسری با سیب زمینی و سالاد اضافه! بدون پنیر!
"همسر جونی دیگههههههه دیگهههههههه......
قدر عافیت ندانستی.......
خودت کردی که لعنت بر عسل باد!!
خودت هم میدونی که هوم سیکنس بد دردیه!
وگرنه عمرا اگه بدون تو میرفتم.
ولی باور کن خیلی دلم برات تنگ میشه.
عوضش برات از ایران کلی خوراکیهای خوشمزه میارم.
تو هم میتونی این مدت با خیال راحت اخبار و تفسیر قبل از خبر و بعد از خبر٬ ببینی و هی ترید کنی و هی ضرر کنی ( میکشمتتتت...
)
هی بری استخر و بدنسازی و ساحل و ...
البته من میدونم که تو به هیچ وجه دل و دماغ این کارا رو نخواهی داشت و حتی یه قلپ اب معدنی هم از گلوت پایین نمیره...
ابدا"... ولی خب سعی کن زیاد به خودت سخت نگیری...
مواظب شیکمت هم باش که زیاد جلو نیاد......"
خلاصه که دوستان هفته دیگه نیستم.اگه دسر کوسه ها نشدیم و تو قزوین پیاده مون نکردن٬
هفته بعدش میام و گزارش سفر مجردی رو براتون مینویسم. فقط امیدوارم این سفر حالم رو بهتر کنه ![]()
تا اون روز خدا حافظ همتون.
همسریییییییییییییییییییییییییییی